13دی 91
واسه امروز خیلی برنامه ریزی کرده بودم و فکر میکردم امروز روز خوبی باشه اما همه چی برعکس شد.
تا قبل از تولد 2 سالگی تو پسر کوچولو میخواستیم بریم آتلیه عکس بگیریم اما جور نمی شد بالاخره واسه 13 وقت گرفتم با این همه تاخیر.
امروز میخواستم تا قبل از بیدار شدن تو به کارهام برسم و بعد هم تو رو ببرم حمام.همین امروز برعکس هنوز ساعت 9 نشده بود تو بیدار شدی اینم با اظهال شدید.از صبح تا حالا دارم شلوارهای تو رو می شویم یا با تو توی دستشویی هستم.داره گریه م میگیره.
به بابا حسین که گفتم گفت وقت آتلیه رو کنسل کنم اما میدونم اگه کنسلش کنم خیلی طول میکشه تا یه روز دیگه یه وقت آزاد پیدا کنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


13دی 91
